Lilypie Third Birthday tickers
Teddy Bear

روزنوشته های من


اردو

امروز مانی با دوستاش رفته باغ پرندگان. از دیروز عصر دارم با خودم کلنجار میرم که مانی بره یا نه .پدرش کاملا موافق ولی من یه ذره دل نگران بودم.خلاصه الان راهیش کردم صبر کردم تا سوار اتوبوس کردند بچه ها رو بعد اومدم. ولی همشون شاد و خندان بودن .

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٧ دی ،۱۳۸۸ - مامی

مانی لوس لوسی

بابای مانی یک هفته ای خارج از ایران ماموریت بود و امکان هر لحظه ارتباط تلفنی هم نبود .مانی حسابی دلتنگ بود و تو رفتاراش نشون میداد مثلا تمام هفته رو شب پیش من خوابید و میگفت نازم کن .و با اومدن باباش پروژه پایان یافت

تو مهدشون نفر اول گروه سنی خودش و یه گروه بالاتر تو چیدن پازل شده

عاشق کارتون و کلوپ که میبینه منو میکشونه داخل که براش کارتون بخرم

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢ دی ،۱۳۸۸ - مامی

پیشرفتهای کودکم

مانی گلم رنگهای اصلی و فرعی و بخوبی یادگرفته.....چیزهایی که میخواد با رنگ عنوان میکنه مثلا شلوار آبی یا شکلات قرمز(کاغذ دور شکلات)

اسم ٢۵ حیوان و بلده....از حیوانات اهلی تا وحشی و حشرات

از یک تا ده میشماره

ده کلمه انگلیسی بلده

خلاصه که کلی بزرگ شده و عاشق یادگیریه......

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱٦ آذر ،۱۳۸۸ - مامی

مهدکودک مانی

این عکسهای مهد مانی رو روزی که رادین آمده بود پیش مانی گرفتیم.

خیلی از مهدش راضی‌ام

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٩ مهر ،۱۳۸۸ - مامی

تحولات

خوشبختانه مثل همیشه مانی با شرایط جدید خیلی زود سازگار شد

خونه جدید و مهد کودک جدید

از مهد کودک مانی خیلی راضی هستم .یه مهد فول امکانات

از زمین بازی سز باز و سز پوشیده گرفته تا پیست ماشین و موتور برقی

برای ٨٠ تا کودک ٢۶ تا پرسنل داره و کلی خدمات آموزشی و تفریحی .منو غذاشون هم کامله از مرغ و گوشت تا ماهی و میگو .خیلی خوشحالم که اینجا رو پیدا کردم و یه بار فکری که فکر می‌کردم با مشکل مواجه بشم از رو م برداشته شد .

از خونه و آرامش محله هم راضی ام

خدا رو شکر

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢۱ مهر ،۱۳۸۸ - مامی

مانی و رادین و دنیای بازی

دیشب بعذ از یه مدت که ما مسافرت بودیم و این فسقلی ها همدیگر و ندیده بودند کلی از دیدن هم ذوق کردند و تو ماشین جیغ و داد .هر کاری یکی می‌کرد اون یکی هم تکرار می‌کرد و من و آزی هم از دستشون از خنده مردیم .

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱ مهر ،۱۳۸۸ - مامی

مانی و ماشینها

این جوجه فسقلی ماشینها را میشناسه و محاله که با هم اشتباهشون کنه فرق کامل پرادو از بقیه شاسی بلند ها و پرشیا را از انواع پژو تو ماشین که نشستیم یکی یکی ماشینها رو با صاحب ماشین معرفی میکنه

پرشیا=بابا

٢٠۶=مامان

پراید=آنا

ماتیز=آدین(رادین)و زانتیا=آدین

پرادو=سارینا

l90=عمو

کلمات دو کلمه ای رو هم میگه در واقه جمله بدون 2 کلمه ای

عکس هم به زودی می زارم

 

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٥ شهریور ،۱۳۸۸ - مامی

دایره لغات

پسرکم از تولدش به بعد هر روز به دایره لغاتش اضافه میشه :

کلید (وقتی از مهد اومد به مامی رسوند که یکی با کلید زده به دستش)

 

آزاد (وقتی پشت سر آزاده که داشت از خونمون می رفت گریه می کرد)

پیتزا (وقتی سفارش تلفنی پیتزا اومد)

تلویزیون از روی عکس پشت جلد مجله

لازم به ذکر که در گفتن کلمات اصراف نمیکنه هر وقت لازم باشه میگه و اگه ازش بپرسی جواب نمیده

 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٦ خرداد ،۱۳۸۸ - مامی

سفر نامه

ما جمعه از سفر یک هفته ای دیدار اقوام برگشتیم .مانی کلی سر کیفه و حسابی بهش خوش گذشته  پارک که همیشه در دسترس(حیاط خونه مامانم )چشمک برو بیا و مهمونی ها و تحویل گرفتن های مانی که براه -کلی هدیه خوب از عمه فاطی و خاله سارا و دایی مهدی و مامانی ها و خلاصه عیشش تکمیل .چند تا عکس آتلیه ای هم گرفتیم که اگه بتونم حتما می ذارم

موقع برگشت همیشه باباش تو فرودگاه میاد دنبالمون و تا مانی از پشت شیشه میبینتش کلی ذوق میکنه و اما اینبار بابایی یه کم دیر کرد و مانی هراسان و پرسان اطراف و نگاه میکرد و یکریز بابا بابا میکرد تا باباش و دید

چند کلمه جدید

آلا که عاشقشه قلب

اکبر (از مامانی سر نماز الله و اکبر و یاد گرفته )ماچ

رفت لبخند

و خلاصه سفر پر باری بود

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۳ خرداد ،۱۳۸۸ - مامی